روزانه های سینمایی

بازی های رایانه ای،ویدیو، دیجیتال،نمایش خانگی، رسانه های تصویری،مدیریت فرهنگی،سینمای ایران

حلقه مفقوده

با اینکه تیراژ آثار ویدیویی در شبکه نسبت به گذشته افزایش قابل توجهی داشته است و با فرض کپی و تکثیر غیر قانونی فیلم ها، رقم واقعی تیراژ را تا چندین برابر عددی که بر روی جلد محصول قید شده است، باید محاسبه کرد. اما کمتر صاحب کالا یا خدماتی حاضر است به موسسات ویدیو رسانه سفارش آگهی بدهد. این رویگردانی شرکت های تبلیغاتی از ظرفیت های شبکه در حالی صورت می گیرد که بیننده هر عنوان فیلم اعم از آنکه نسخه کپی باشد یا اصلی معمولا یک نفر نیست و فیلم ها در جمع خانواده یا دوستان به نمایش گذاشته می شوند. یعنی شمارگان درج شده بر روی کالا را یک بار باید در متوسط نسخه ای که کپی می شود و بار دیگر در تعداد تقریبی تماشاگرانی که در یک نشست فیلم را می بینند، ضرب کرد. به عنوان مثال؛

 

 


در مورد آثار جذاب گاه حداقل تا هشت برابر تیراژ، مخاطبان به تماشای فیلم می نشینند. به زبان روشن تر و بدون اغراق مخاطبان شبکه ویدیویی فقط از رسانه ملی کمتر است و از سایر رسانه های دیگر دیداری و شنیداری و مکتوب به مراتب در جذب بیننده موفق تر است. البته در این میان عده ای رتبه دوم را به تلویزیون های ماهواره ای می دهند و در بعضی از استان ها یا شهرهای بزرگ جایگاه ویژه ای را به این مهمانان ناخوانده اختصاص می دهند. بعید می دانم سفارش دهندگان تبلیغات ندانند که در شبکه ریلی و جاده ای ایران بزرگ، عموما" فیلم های روز شبکه روزانه برای دهها هزار مسافر به نمایش گذاشته می شود و بی آنکه مسافر حق انتخابی داشته باشد و یا مالک فیلم از این خوان گسترده سهم و منفعتی ببرد در توفیقی کاملا" اجباری، تازه های شبکه به حراج گذاشته می شود. اما با همه این اوصاف باز هم دل صاحبان آگهی به رحم نمی آید و راضی به سفارش آگهی به شبکه ویدیویی با این موج میلیونی مخاطب نیستند.! براستی چرا؟
ممکن است عده ای بگویند؛ همان بهتر که درب آگهی به روی موسسات همیشه بسته بماند و اسباب نارضایتی بیننده بیش از این مهیا نگردد. این عده معتقدند وقتی که فیلم ها بر روی فرمت وی سی دی به بازار عرضه می شود، قطعا" آگهی هم به شمایلی کاملا" تحمیلی یا بصورت زیرنویس یا در ابتدا و لابلای فیلم عین اجل معلق بر سر بیننده آوار شده و تمرکز او را به هم خواهد زد. به زعم این گروه در نسخه ویدیویی فیلم های خارجی عموما" تبلیغ دیده نمی شود مگر در مواردی استثنایی که در منوی فیلم بصورت مجزا تعبیه گردیده اند و مخاطب برای دیدن یا ندیدن آن مخیر است. مخالفان جلب آگهی در شبکه نمایش خانگی، مدعی هستند که صاحبان آگهی به این حقیقت واقف هستند که تبلیغ در شبکه بر ضد خود عمل می کند و مخاطبی که با صرف هزینه فیلم مورد علاقه اش را تهیه کرده است، از هر عامل و عنصر مزاحم و اخلال گری گریزان است.
با این همه با توجه به اشکال متنوع تبلیغ یک یا چند کالا در شبکه، به نظرم استدلال های این جماعت قانع کننده به نظر نمی رسد. زیرا ایده تبلیغ یک کالا می تواند بر روی جلد محصول یا حتی در متن یا پس زمینه یک اثر ویدیویی اجرا شود و یا در اعلانات و مواد تبلیغی فیلم و اصطلاحا" در تبلیغات محیطی آن جلوه گر شود. ضمن آنکه شرکت های تبلیغاتی در نوع سفارشات شان به شبکه های تلویزیونی نشان داده اند چندان هم در قید رعایت حال و حریم بیننده نیستند و تا کالا یا خدمات خود را به بیننده حقنه نکنند، دست بردار نیستند. این قاعده در تمام کشورها و تلویزیون های دولتی و غیر دولتی جاری است و استثنایی هم بر نمی تابد.!
یادآور می شوم نمونه آگهی هایی که در بعضی از محصولات به چشم می آیند از نظر من پنهان نیستند، غرض آن است که جذب و پخش آگهی در شبکه به عنوان رویه و جریانی محسوس قابل مشاهده نیست و ناکامی موسسات برای جلب آگهی یا بی میلی سفارش دهندگان قابل انکار نیست. چرا راه دوری برویم؛ تصور می شد با شور و اشتیاق مردم به سریال قهوه تلخ در ماه های گذشته انواع تبلیغات از سر و کول این سریال بالا برود و قسمت های عرضه شده در لابلای آگهی ها ریز و درشت مدفون شوند. اما در این کالای مرغوب و پر مخاطب نیز این اتفاق نیفتاد و بعید است که تهیه کنندگان سریال نخواسته باشند زیر بار پخش هر نوع آگهی بازرگانی بروند.
پس دوباره این پرسش خودنمایی می کند که چرا ظرفیت های تبلیغی شبکه از دید اهل فن نادیده انگاشته شده است.؟ در ادامه یکی دو دلیل را ذکر می کنم و جمع بندی را موکول به دریافت نظر شما همراهان همیشگی در ایران و دیگر کشورهای جهان می کنم.
قبل از هر چیز تهیه کنندکان آثار ویدیویی و موسسات ناشر این آثار باید بدانند که هر قدر در جذب آگهی موفق عمل کنند، هزینه های تولید و توزیع محصول آنها تعدیل شده و به استمرار و پایداری فعالیت های مورد نظرشان کمک خواهد کرد. به نظرم صاحبان آگهی به ثبات و وضعیت پایدار رسانه ها اهمیت زیادی می دهند و چنانچه به هر دلیلی شخصیت و حاشیه امنیت لازم را در رسانه نبیینند، میلی به برقراری ارتباط تجاری با آن پیدا نمی کنند. در همین راستا علیرغم  نزدیک به دو دهه، کمتر موسسه ای توانسته است برند و اعتباری مثال زدنی از رهگذر فعالیتی رو به پیشرفت برای خود احراز کند و فاصله ای معنادار از سایر موسسات دست و پا کند. البته همواره در مقاطعی موسسه یا موسساتی از سایر رقبا سبقت می گیرند اما تجربه نشان داده است، تضمینی برای این پیشگامی وجود ندارد و گویی علل و عواملی درونزا یا برونزا در کمین نشسته اند تا پر چنین موسساتی را بچینند و ارتفاع پرواز آنها را کم کنند. موسساتی هم که تا مدت مدیدی به گسترش اقدامات و توسعه سرمایه گذاری مبادرت می ورزند، متاسفانه از این نکته غافلند که جلب آگهی به مدیران و کارشناسانی کاربلد و ماهر محتاج است تا اطمینان صاحبان آگهی را به شبکه معطوف سازند و مزایای بی بدیل شبکه را حداقل در مقایسه با روزنامه هایی که تیراژ بهترین آنها از چند صد هزار نسخه بالاتر نمی رود، به آنها یادآور شوند. در شرایطی که موسسات پیشگام انرژی زیادی را مصروف راه اندازی پخش و توزیع کرده اند و یک تنه در چند جبهه مشغول کاری نفس گیر هستند و همزمان از تامین فیلم ایرانی و خارجی، آماده سازی و تکثیر و تولید صنعتی محصول و بعضا" سرمایه گذاری در تولید فیلم یا سریال و ...غافل نیستند، باید نیم نگاهی هم به احیای ظرفیت های تبلیغی شبکه کنند تا کمکی به بازگشت سرمایه آنها بکند. در غیر اینصورت دل خوش کردن به عبور از مسیر پر سنگلاخ و ناهموار تک فروشی یا عمده فروشی فیلم، ریسک بزرگی است که الزاما" به منزل و مقصود منتهی نمی شود.

+ سعید رجبی فروتن ; ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٢٦
comment نظرات ()