روزانه های سینمایی

بازی های رایانه ای،ویدیو، دیجیتال،نمایش خانگی، رسانه های تصویری،مدیریت فرهنگی،سینمای ایران

میان ماه من تا ماه گردون

هر قدر در سینمای این دهه، چهره نسبتا "واقعی تر و باور پذیرتری از روحانیت می توان سراغ گرفت، در تلویزیون ظاهرا"به موجب یک قانون نانوشته عموما" روحانیون شخصیتی تخت، منزه و دارای حد بالایی از تحفظ و تقوا هستند. در قداست این قشر شریف به روایت سازندگان سریال های تلویزیونی همین بس که وسواس های نفسانی و شیطانی به راحتی در آنها کارگر نمی افتد و معمولا برنده و بازنده در این دو جبهه از پیش مشخص و قابل پیش بینی است. احتمالا" شاه بیت توجیه فیلمسازان از سوی مدیران سیما، تاکید بر نفوذ تلویزیون در جامعه و مستعد بودن فضا برای هرگونه سوء تفاهم است .پس ...


اولی آن است که گردی بر دامان شخصیت هایی که به کسوت روحانی در آمده اند ولو در عالم مجاز و قصه ننشیند و خاطری مکدر نشود.!

به نظرم کنتراستی که در ترسیم چهره روحانیون در دو رسانه سیما و سینما پدید آمده، معادله را به نفع سینما تغییر داده است. چون همانطور که گفته شد مخاطب با روحانی از جنس سینما، راحت تر کنار می آید و اگر پا دهد برای همذات پنداری با او تردید به خود راه نمی دهد.

 حضور روحانیون در سریال های مناسبتی به ویژه در ماه مبارک رمضان آرام آرام در حال تبدیل شدن به یک سنت مالوف است و از دید نویسندگان این آثار از جمله مواد لازم و ضروری برای طراحی و خلق قصه به حساب می آید. نویسنگان در تلویزیون بدون کمترین ریسکی معمولاً همان تصویری را از روحانی به دست می دهند که پیش از این مختصات یک تیپ ثابت و آشنا را از خود بروز داده اند و چون ریسکی هم برای ترسیم چهره ای متفاوت از روحانیت به جان نخریده اند، به این خاطر از مدیران شبکه نمره قابل قبولی دریافت می کنند.! در نقطه مقابل یعنی سینما، تصویر روحانیت در برکه چندان آرامی به نمایش گذاشته نمی شود٠(حداقل تاکنون) آشنایی زدایی و فاصله گرفتن از هنجارهای رایج نخستین مولفه مورد نظر سناریست ها در نگارش فیلمنامه است.

 عنصر تحقیق و مطالعه میدانی و سابقه مجالست و همنشینی با طلاب و علما در وادی سینما قدر و قیمت وافری دارد و پر بودن انبان تجارب و مشاهدات نویسنده و کارگردان بستری را فراهم می سازد تا در نهایت، مخاطب شخصیت روحانی را از جنس آدمی ببیند که همانند سایرین نیازهای طبیعی دارد و با مخاطراتی که همه ما در طول شبانه روز داریم، کلنجار می رود.

کافی است یک بار نام کسانی چون سید رضا میرکریمی، حامد و منوچهر محمدی ، کمال تبریزی ، اسعدیان و یا بازیگرانی که در نقش روحانی ظاهر شده اند را در نظر آورید تا صحت این ادعا یعنی دغدغه آنها برای پی ریزی و پرداخت شخصیتی با خصوصیات عام انسانی و بشری را تائید کنید. انتخاب یک بازیگر از بین طلاب مدارس علمیه اردبیل برای ایفای نقش اصلی در فیلم سینمایی زیر نور ماه و کوشش بردبارانه میرکریمی برای آموزش و هدایت مردی جوان و فاقد تجربه بازیگری، اوج پایبندی سینماگری مثل او را برای واقع نمایی در قاب سینما جلوه گر می سازد.

 عارضه کپی کاری و از روی دست دیگری نوشتن متاسفانه در شخصیت پردازی روحانی دامنگیر سینما هم شده است. البته آفت این تقلید فعلاً در حد شخصیت های فرعی روحانی و طلبه در داستان متوقف مانده و شاید چندان هم گل درشت، بروز و ظهور نداشته باشد. اگر به دنبال آدرس دقیق تر هستید مهران رجبی زیر نور ماه تقریباً همان روحانی طلا و مس است. گیرم مدرسه او از کاشان به تهران انتقال یافته باشد.

طلبه های اهل مزاح و مطایبه نیز با فیزیک و ابعاد بدنی (!) مشابه در دو فیلم مورد اشاره و ایضا" آتشکار محسن امیر یوسفی تکثیر شده اند و کارکردی مشابه دارند. اگر دقت کرده باشید سن و پایه تحصیلی اغلب شخصیت های روحانی سینمای این سال ها بسیار نزدیک به هم است و در قالب و ساختاری یکسان و مشابه شکل گرفته اند.

 تاکنون سینماگران نخواسته اند وظیفه و رسالت آشنا و مانوس روحانی را در ارشاد و هدایت سایر انسانها خلاصه کنند و این جماعت را سفینه النجاتی برای رهایی و رستگاری بشر گرفتار در دریای توفانی مصائب و شداید، نمایانگر باشند.

 یکی از نقاط عطف شخصیت های روحانی حداقل در آثار قابل اعتنایی که تاکنون دیده ایم، آن است که اتفاقاً شخصیت های روحانی این فیلم ها بیش از آنکه در کار وعظ و نصیحت خلایق و عمل به تکلیف الهی و عملی ساختن آموز های فقهی و کلامی باشند، (کار معمولی که از اغلب علما انتظار می روید) خود در بند مخاطرات و ابتلائاتی دشوار گرفتار هستند و سرانجام در سلوک و کشمکشی برخوردار از جوهره ای دراماتیک به درک و بصیرت تازه ای می رسند تا بهره و حصه خویش را از کرم و فضل ذات لایزال بگیرند.

بر همین سیاق و با چنین پشتوانه و رهیافتی است که اینان در تربیت دینی مردمان توفیق بیشتری را نصیب خواهند برد.

ذات نایافته از هستی بخش

کی تواند که بود هستی بخش

توضیح: این مطلب ر ا به درخواست هفته نامه مثلث نوشتم و در شماره سی و شش آن نشریه به چاپ رسید.

 

+ سعید رجبی فروتن ; ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱٦
comment نظرات ()