روزانه های سینمایی

بازی های رایانه ای،ویدیو، دیجیتال،نمایش خانگی، رسانه های تصویری،مدیریت فرهنگی،سینمای ایران

مقابله به مثل

سرانجام اولین قسمت های سریال ایرانی قلب یخی ساخته حسین لطیفی هنرمند و سینماگر نام آشنای کشورمان که اختصاصا" برای شبکه نمایش خانگی طراحی و تولید گردیده است، در سطح وسیعی توزیع شد و در دسترس مخاطبان علاقمند قرار گرفت. 

کمی پیش از آن نیز نخستین بخش از مجموعه دنباله دار ٢۴ از زمره سریال های استراتژیک این سالها، به ضمیمه نقد و بررسی آقایان نادر طالب زاده و مسعود فراستی و با مدیریت دوبلاژ بهرام زند در شبکه توزیع گردید تا در کوران رقابت رسانه های داخلی و خارجی با یکدیگر برای جذب مخاطب، شبکه ویدیویی نیز سهمی در خور را بر عهده گیرد.



هر چند قضاوت در مورد این دوکار و آثار مشابهی که در آینده نزدیک وارد شبکه خواهند شد؛ قدری زود است، اما می توان از همه بینندگان خواست با تمرکز لازم و پیگیری قسمت های بعدی، کیفیت هر دو سریال را مورد ارزیابی قرار دهند و تفاوت روایت و ساختار داستان را در دو مدیای تلویزیون و شبکه ویدیویی تبیین کنند. قطعا" سریال قلب یخی مانند سایر مجموعه های از این دست با ذائقه و سلیقه همه اقشار سازگار نخواهد بود. اما به نظرم آنجه در این میان حائز اهمیت است، نفس توجه و سرمایه گذاری برای ساخت آثاری است که ارجاعات مستقیم آن به متن و حاشیه مولفه های بومی و فرهنگی خودمان است. انتظار این بود که پس از دو دهه صحبت و حرف و همایش و سمینار برای تببین نظری تهاجم فرهنگی، بالاخره شرایطی فراهم شود تا هنرمندان و مردان مرد عرصه فرهنگ وارد گود شوند و عملا" پاسخ تولیدات تصویری اردوگاه غرب و شرق را با نمایش استعدادهای هنری خود بدهند. در همین ارتباط برداشتن  موانع در مسیر نمایش آگهی و آنونس سریال قلب یخی و قهوه تلخ کمترین خواسته دست اندرکاران شبکه نمایش خانگی از رسانه ملی است و قطعا" دلگرمی بیشتر آنان را باعث خواهد شد. از آنجا که سریال ٢۴ را در ردیف محصولات استراتژیک تقسیم بندی کرده اند، توضیحا" یادآور می شوم در تعریف فیلم و سریال استراتژیک گفته شده است آثاری که در راستای جامعه و تمدن سازی همان کاری را می کنند که پیش از این آثار و مکتوبات فیلسوفان و متفکران برای جوامع می کردند. یعنی اگر معماران جوامع در گذشته نیاز داشتند تا با طرح هایی نظیر اتوپیا و یا مدینه فاضله چشم انداز روشنی از جامعه آرمانی خود را ترسیم کنند، امروزه چنین انگاره و طرح هایی در قالب فیلم و سریال بازتولید و منتشر می شوند. در میان فیلم هایی که در ادوار مختلف زمانی عمدتا" توسط هالیوود و کمپانی های فیلمسازی آمریکایی ساخته شده اند و برآن بوده اند تا توجیه گر سیاست های امپریالیسم آمریکا و یا استعمار انگلیس باشند، می توان با کاراکترها و شخصیت های نمایشی زیادی برخورد کرد که کارکردی مشخص و از پیش تعریف شده برای آنها در نظر گرفته شده است. سوپر قهرمانانی همچون اسپایدر من، بتمن، سوپر من، تـارزان، رابینسون کرزوئه، آلیس، جیمز باند، آرنولد و... دقیقا" ایفاگر نقش هایی هستند که ابر انسان و جامعه آرمانی را از دید سازندگان و صاحبان سرمایه فیلم ها نمایانگر باشند. همچنین در ورای قصه هایی با محوریت شخصیت های مورد اشاره بی شک القای نظم نوین و اقتدار نظامی _ امنیتی استکبار به عنوان یگانه ضامن رفاه و امنیت جامعه جهانی مد نظر بوده است. همانطور که در یادداشت های پیشین هم اشاره کرده ام، عرضه سریال هایی نظیر ٢۴ و لاست با این نگرش وارد بازار خواهند شد تا با تحلیل محتوایی آنها توسط صاحب نظران، مختصات فکری و نظری چنین آثاری مورد مداقه قرار گیرد و قدری به تفکر و نگرش انتقادی بیننده کمک شود. اظهار نظر در این باره را به شما تماشاگران فهیم این فیلم ها و سریال ها واگذار می کنم تا درستی یا نادرستی این راهبرد را در بوته نقد خود بگذارید.

در همین ارتباط: همشهری    جام جم

                       خبرآنلاین

+ سعید رجبی فروتن ; ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٥/۱۳
comment نظرات ()