حامیان مالی

... تعریف و تصوری که معمولا از حامی مالی داریم آن است که بخش عمده ای از هزینه ها و مصارف متعارف یک برنامه را در ازای سرویس و امتیازی که دریافت می کند ، برعهده می گیرد و بدین ترتیب تا حدی کمبود منابع مالی و نقدینگی صاحبان برنامه را تامین و جبران می کند . وجود حامی مالی الزاما به معنای آن نیست که دست برنامه ریزان برای شاخ و برگ دادن به برنامه مورد نظرشان بازتر شده و در غیاب اسپانسر از انجام آن باز می مانند . هیچ استبعادی ندارد که در اجرای برنامه ای از وجود حامی مالی سود برد و و در عین حال به رعایت الگوی مصرف نیز پایبندی نشان داد. 

 از سوی دیگر اتفاقا در برنامه ها و پروژه های دولتی بهره مندی از حامی مالی ( البته در چارچوب های منطقی ) سبب استفاده بهتر و موثرتر از منابع مالی موجود شده و با مدیریت بهینه منابع و آورده های اسپانسر می توان جلوه دیگری از اصلاح الگوی مصرف را به نمایش گذاشت . زیرا زمانی که حامی مالی بخشی از هزینه های پیش بینی شده را پوشش می دهد ، این امکان فراهم می شود که منابع محدود موجود در مصارف لازم تری هزینه گردد و دغدغه ای بابت کمبود اعتبار و معطل ماندن امور مهمتر وجود نداشته باشد .

البته این نکته را هم نباید از یاد برد که در دو سال گذشته با طناب وعده های اسپانسری بد قول دو بار در چاه رفتیم و به عبارتی از یک سوراخ دو بار گزیده شدیم . خلف وعده آشکار یک حامی مالی دولتی ، آسیب حیثیتی بسیاری را بر مدیران جشنواره ای معتبر وارد کرد و جبران آن از محل سایر منابع ، تاخیر یا توقف در روند برنامه های دیگری را به دنبال خواهد داشت .  

امید است در رعایت اصلاح الگوی مصرف که همواره باید به اجرای آن ملزم باشیم و تلاش مجدانه برای کاهش تعهدات مالی از روی دوش دولت و جلب مشارکت های مردمی ، توفیقات بیشتری را نصیب ببریم .

/ 6 نظر / 6 بازدید

با این نوع نگاه همیشه می توان نارسایی ها و تهدید را به فرصت تبدیل کرد

[دلشکسته]

[گل]

تبریک می گم[گل]

حسین فروتن

به لطف شما زاگرس را در سالن 1 پردیس زندگی دیدیم. حالا می فهمم چرا مهندس مسچی می فرمودند که پردیس باید سالن هایی با ظرفیت های مختلف داشته باشد. اولا یک مستند با سه نفر تماشاچی، سالن دویست نفره لازم ندارد. دوما تصاویر ویدئویی تا این حد قابلیت بزرگنمایی را ندارند، یعنی باید به جهت حفظ حداقل استانداردهای کیفی، پرده های کوچک تر و البته نزدیک تری به آپارات داشته باشند. آن قدر کنتراست و شدت نور تصویر کم بود که باید برای تشخیص جزئیات، کلی چشم رنجه می داشتی! اما در مورد فیلم، جدا از چهل تکه بودن فیلم و تداوم محتوایی کمرنگ بین قسمت های مختلف آن، می توان زاگرس را از لحاظ به کارگیری جلوه های رایانه ای در فیلم های مستند، نمونه ای قابل قبول و موفق دانست. حداقل نسبت به دریای پارس ساخته همین کارگردان، گامی به جلو محسوب می شود. جای شما خالی باز هم صدای دلنشین حسین محجوب، گفتار متن گوش نوازی را برای مستند جناب طیاب فراهم آورده بود. کاش در مورد استاندارهای نمایش بخش ویدئویی جشنواره مطلبی بنویسید. ممنون

شهرام حیدریان

با سلام جذب اسپانسر یک تعریف رسمی دارد. اگر اسپانسری بخواهد با آبروی یک جشنواره بازی کند باید نسبت به قوانین جذب اسپانسر تردید کرد و حتما نسبت به اصلاح آن کوشید. امروز در هر نقطه ای که یک پردیس سینمایی شکل می گیرد می توان مشاهده نمود که آن مرکز اساسا توسط خود اسپانسر ساخته و تجهیز می شود مانند کمپانی پپسی. نداشتن اسپانسر هم نشان خوبی نیست.