روی خط on air

هر کس نداند فکر می کند فروش فیلم های ویدیویی همین هفته یا ماه پیش در سوپر مارکت ها آغاز شده و اینگونه اعتراض اتحادیه مربوطه را به بهانه تداخل صنفی ( بخوانید ذنب لایغفر ) و حمایت از رسته صنفی ویدیو کلو ب ( وابسته به اتحادیه مزبور ) به دنبال آورده است . نخیر خیالتان را راحت کنم . به شهادت توافق نامه مجمع صنفی امور توزیعی و خدماتی تهران با ارشاد استان تهران ، زمانی که ویدیو کلوب ها تحت قانون نظام صنفی قرار گرفتند ( سال 1384) در یکی از بند های آن صراحتا از مجاز بودن سوپر مارکت ها به فروش محصولات ویدیویی اشاره شده است . بعد از گذشت چند سال از اجرای البته نیم بند این توافق نامه چه اتفاقی افتاده است که کافه بهم ریخته می شود و قول و قرارهای قبلی یکباره فراموش می شود . ؟ منافع چه کسانی مورد تهدید قرار گرفته است ؟ استقبال گسترده مردم از نتایج این طرح به سود چه کسانی نیست ؟ آیا ریشه این مسئله در بیماری ریشه دار کوته نگری و انحصار طلبیست و یا همان حکایت دیگی است که اگر برای من نجوشد ...؟!

در شرایطی که هنوز در تهران بزرگ تعداد ویدیو کلوب های مجاز ( داری پروانه کسب ) به سیصد باب نرسیده است و بعد از گذشت شش سال از صنفی شدن آنها هنوز وابسته به یک اتحادیه همگن هستند وپرچم استقلال شان به اهتزاز در نیامده است ! به نظر این یک شوخیست که چشم ها را بر واقعیت ببندیم و عرضه روزانه دهها هزار نسخه فیلم را در فضای محدود چند ده فروشگاه عرضه محصولات فرهنگی محدود کنیم .

آقایانی که نمی دانند متوجه باشند ، تاکتیک عرضه محصول در واحدهای صنفی مجاز ، تدبیر سنجیده ستادی بوده است که مسئولیت مبارزه با محصولات مخرب غیر مجاز را بر عهده دارد و نمایندگان دستگاههای امنیتی ، انتظامی ، فرهنگی و قضایی در راس آن نشسته اند . این ابتکار قطعه ای از پازل سیاست ها و منظومه ی تصمیمات سلبی و ایجابی ستاد بوده است که قطعا در مهار شبکه های زیر زمینی موثر افتاده است . آنهایی که نمی خواهند خودشان را به کوچه تغافل بزنند ، حتما می دانند برای دلبندان شان دسترسی به آثار غیر مجاز ، به زبان محاوره ای همان بچه ها ، در ایکی ثانیه مهیا می شود . پس چرا دستیابی به فیلم پالایش شده نباید سهل الوصول باشد .؟ باید پرسید فیلم سالم به اندازه ی انواع سیگارت هم که معمولا در سوپرها به بهترین شکلی از مشترهای جوان دلبری می کنند منزلت ندارند؟ 

به یاد ندارم عرضه بسیاری از مواد غذایی و غیر غذایی در سوپر مارکت ها که هر کدام اتفاقا اتحادیه صنفی مستقلی نیز دارند ، به تداخل صنفی تعبیر شده  و دامنه اعتراضی را به رسانه ها کشانده باشد . شگفتا ! در اوج موفقیت یک طرح فرهنگی عده ای با فراموش کردن اهرم های نظارتی درون و برون صنفی و ندیدن هولوگرام مخصوص فیلم های مجاز ، به ناگهان یادشان می افتد که هیچ تضمینی وجود ندارد تا فیلم غیر مجاز در لابلای فیلم های مجاز به سوپرها راه نیابد . لذا پاک کردن اصل صورت مسئله در دستور کار قرار می گیرد .! و سوپرمارکت هایی که با همین استدلال ممکن است در برابر هر کالای سالمی ، نسخه بدل آن را نیز به خلق اله قالب کنند ، فاقد صلاحیت برای فروش فیلم می شوند .

جای شگفتی است که تو برای گروهی که این روزها تجاهل العارف بودن را پیشه خود ساخته اند ، مجبوری تعریف و کارکرد سوپر مارکت را دوباره به یادشان بیاوری و بگویی جان برادر ! به اقتضای تحولات اجتماعی ، تغییر ساختارهای سنتی ، این روزها چند منظوره بودن مراکز ارائه خدمات به مشتری امر مذمومی نیست . آیا یک دهه پیش تصور می کردیم روزی به جای سینماهای سوله ای و اتوبوسی ، در کلان شهرها مجتمع های تجاری _سینمایی قد علم کنند و خلائق تماشای فیلم را ، ضمیمه خرید روزانه اشان کنند .؟ وجدانا همان سال های نه چندان دور باورش سخت نبود که روزی بیاید که با خرید یک تکه کارت بتوانی با عالم و آدم صحبت کنی و به جای پول نقد از اعتبار آن استفاده کنی ؟ در گفتگویی که با رادیو  داشتم مدیر سینمایی از فروش فیلم در سوپر مارکت ها انتقاد می کرد ! و یادش رفته بود ، خودش در قلب یک مجتمع تجاری و ورزشی سینماداری می کند و اتفاقا در یکی از سالن هایش یک خط در میان سیاه بازی به راه می اندازد و در جلد جماعت مدیران اهل تئاتر می رود . این روزها فروش انواع روزنامه نیز به تبعیت از فیلم در سوپر مارکتها و خواربارفروشی ها باب شده است ، خدا کند ، صاحبان روزنامه ها شریک جرم موسسات ویدیویی قلمداد نشوند ! و این کار پسندیده رونق روزافزونی بگیرد . 

تهیه کنندگان سینمای ایران خوب می دانند ، افزایش بی سابقه رایت و حقوق ویدیویی آثارشان ، مرهون اجرای بسته ی سیاست های  مدیریت سینمای ایران از جمله تدبیر هوشمندانه افزایش تیراژ و کاهش قیمت محصولات ویدیویی و توسعه بازارهای هدف است . شک نباید کرد که ، بازدهی اقتصادی ناشی از احیای شبکه نمایش خانگی ، مقوم اقتصاد بیمار سینما در این سال ها بوده است و منحنی سرمایه گذاری در سینما را رفعت بخشیده است . یادمان باشد ، امسال رکورد تعداد فیلم های به نمایش در آمده در سینماها شکسته خواهد شد و با جهشی سی در صدی به حدود 60 عنوان بالغ خواهد شد .!

مخلص کلام گسترش بازار فبلم به ظرفیت سازی و فرصت های جدید اقتصادی برای سینما بدل شده است . اما در این میان چرا فروش میلیونی نسخ ویدیویی بعضی از فیلم ها که با احتساب تماشای جمعی آنها و تکثیر غیر قانونی شان ، به نشستن مخاطبی چند میلیونی پای آثار ایرانی منجر شده ، ساز مخالف عده ای را کوک کرده است ؟ آیا در این معادله ، باندهای توزیع محصولات مبتذل و مستهجن سهمی ندارند ؟ به رقبا و حریفان قافیه باخته ی موسسات ناشر آثار ویدیویی ( اگر وجود داشته باشند ) نباید به دیده تردید نگریست ؟

اگر ادعای دولت برای توزیع برابر فرصت ها و امکانات در اقصی نقاط کشور حق هست ، قطعا توزیع و نمایش نسخ ویدیویی تولیدات سینمای ملی با همه بضاعت کیفی و آثار خوب و ضعیف آن در سیصد مرکز شهرستان فاقد سینما ،  امر مذمومی نیست . کشوری که با بیش از هفتاد میلیون جمعیت فقط سیصد و اندی سالن سینما دارد ، و ویدیو کلوب هایش به دلیل تک منظوره بودن ، مجبورند به کار خلاف و از جمله تکثیر فیلم های مجاز روی آورند ، بعضا تغییر شغل دهند و یا شرافتمندانه بسوزند و بسازند ، اگر دست روی دست گذاشته شود ، برای همیشه سینما از خاطره جمعی مردم محو خواهد شد و البته ملتی که تصویر نداشته باشد ، بی تردید مستحیل در تصویری خواهد شد که دیگران برایش جعل خواهند کرد .

و هشدار ! مبادا برنده ی این کارزار رسانه ای و تهدید های پی در پی واحدهای صنفی ، سوداگران و قاچاقچیان فیلم باشند و فرو ریختن خاکریزی هایی را در پی داشته باشد که در برابر شبیخون نرم نظام سلطه ، از سوی یک قرارگاه فرهنگی ( ستاد هماهنگی مبارزه با محصولات غیر مجاز ) ایجاد شده است .

این یاداشت به معنی نادیده انگاشتن پاره ای از نواقص و آسیب های احتمالی ناشی از طرح مورد اشاره نیست و نگارنده کوشید یاد آور شود ، خدا نکند توقف فروش فیلم مجاز در سوپر مارکت ها به گرمی بازار فیلم های سوپر دامن زند . !

ا

/ 4 نظر / 6 بازدید
ایلناز

با سلام و ارادت جدا از اطلاع رسانی و ساختار کلامی این صداقت و دلسوزی شما در خبر رسانیست که شوق خواندن را برای بنده زنده نگاه می دارد, قلمتان مستدام.

شهرام حیدریان

با سلام سال های دور از ویدئو کلوپ محل با استفاده از دفترچه بسیج و شناسنامه پدر موفق به کرایه ویدئو شدیم. بعدها ویدئو دار شدیم و با استفاده از شناسنامه پدر از ویدئو کلوپ فیلم کرایه کردیم. سال های یکمی دور از ویدئو کلوپ محل خبری نشد و کلاً بست و رفت تو کار مواد غذایی. ما هم بدنبال محمود نامی که برایمان فیلم بیاورد . سال های یکمی نزدیک تر محمود خان بود و یک آنتن ماهواره هم آمد. ما هم محمود خان و داشتیم و هم ماهواره ترک. سال های نزدیک محمودها تا دلتان بخواهد بودند و ماهواره ها هم بودند و کسی پیدا شد و بفکر آخرت همه ما افتاد و فیلم ها را در قالب ارزان دستور تکثیر داد. ما هم از فیلم های روز سینمای ایران در منزل با پذیرایی کامل بهره بردیم. سال همین روزگار ما برای دیدن فیلم در مدت 3 روز به دبی می رویم و رکورد دیدن 4 فیلم در روز را ثبت کردیم. در همسایگی خانه و محل کار تا دلتان بخواهد سوپر دریانی ها هستند و من هر روز یک روزنامه و مایحتاج روزانه و همچنین در هفته یک عنوان فیلم سینمای ایران را خریداری می کنم. باور بفرمائید چند سالی است که سری به ویدئو کلوپ ها نمی زنم چون به این نتیجه رسیده ام که باید در کمترین زمان

یوسف نیک فام

با سلام توی این مملکت پا را هر جا که بگذاری دم یکی آن جاست.به نظرم توزیع فیلم ها در فروشگاه ها و سوپرمارکت ها کار پسندیده ای است. موفق باشید.

شهرام حیدریان

باور بفرمائید چند سالی است که سری به ویدئو کلوپ ها نمی زنم چون به این نتیجه رسیده ام که باید در کمترین زمان به بیشترین و بهترین بهروری برسم. ای کاش منتقدان به این موضوع به جای انحصاری کردن به فکر عرضه بهتر و راحتر و انبوه تر باشند. تولید کننده بدنبال عرضه محصولات فرهنگی است ، حال اگر یکی از این محل های عرضه ( فروشگاه های ویدئو رسانه ) نسبت به سود حاصله احساس کمبود می کنند این نشانه کم کاری خودشان است که بدنبال راهکارهای جدید نمی گردند و در قالب حق آن هم از نوع به جانب سعی در محدود کردن اماکن عرضه محصول می شوند. در ضمن یک توصیه به آن آقای سینمادار ( بولینگ عبدو سابق ) که بجای هر فکر بزرگتر از ذهنی به فکر پارکینگ باشد .