داستان پخش(2)

درخت دوستی بنشان

در مورد نقش ویزیتورها تاکنون صحبت های زیادی شده است. مهارت های ارتباطی، بیان و حتی پوشش این عده بی تردید نقش مهمی در توفیقات شغلی و حرفه ای آنها ایفا می کند. توصیه شده است، ویزیتورها قبل از بازاریابی طرح دوستی صمیمانه با فروشندگان بریزند. به آنها در مرتب کردن قفسه ها و چیدمان مغازه کمک کنند و پیشنهادات خود را برای آراستگی بهتر واحد در حین کمک داوطلبانه به آنها ارائه دهند. متقاعد کردن مغازه داران به خرید فیلم و قرار دادن آن در جایی مناسب در بین صدها و بلکه هزاران قلم کالای مصرفی دیگر البته کار هر کسی نیست. پیچیدگی کار وقتی بیشتر می شود که بدانیم در تمام این سالها پخش های تخصصی مواد غذایی و مصرفی، برای از میدان به در کردن رقبا شیوه ها و تمهیدات تشویقی مختلفی را به اجرا گذاشته اند و با دادن انواع امتیازات ممکن به مغازه داران سعی کرده اند آنها را به سمت خود بکشانند. از این روی موسسات ویدیو رسانه ای که خود راسا" به پخش محصول روی آورده اند، نباید در برابر امتیاز خواهی های مغازه داران خیلی غافلگیر و دلسرد شوند. اگر بخت و اقبال یاری کند و فروشنده علاقه و میانه ای با عالم فیلم و سینما داشته باشد کار ویزیتور راحت تر خواهد بود. در غیر اینصورت مغازه دار همه چیز را به تقاضای مشتری گره می زند و به تناسب بازار کالا( فیلم )رابطه خود را با بازاریاب تنظیم خواهد کرد. به هر حال حسن رابطه و برخورد صادقانه بازاریاب در دراز مدت سبب تعمیق ارتباط او با مغازه دار خواهد شد. در حال حاضر پذیرفتن فیلم مرجوعی زمینه مساعدی را برای نشاندن فیلم در اغلب مغازه ها ایجاد کرده است و اگر مغازه دار شخصا" مخالفتی با فیلم نداشته باشد، مقاومتی در برابر عرضه آن نشان نمی دهد.

این توهین نیست

دوستان هنرمندی گفته اند با بردن فیلم به سوپر مارکت، هنر و هنرمند یکجا تحقیر شده است. اثر هنری به کالای مصرفی تنزل یافته و در کنار سایر مایحتاج عمومی در انظار عمومی به فروش گذاشته شده است. تا جایی که عقل بنده قد می دهد برای نفیس ترین تابلو های هنری هم اکسپو برگزار می کنند و در حراج های معتبر هنری خریداران در مزایده ای پرشور بعضا" در حضور خالق اثر روی دست هم بلند می شوند و هر یک قیمت بالاتری پیشنهاد می دهند. ( چه کار بی رحمانه ای !) در حالی که اقتصاد هنر امروزه یکی از شاخه ها و موضوع دانش مستقلی شده است و معیشت هنرمند و درآمد گروه های سرمایه گذار در گروی عرضه مناسب و پر سود آثار هنری است، هر گونه تلاش برای عادت دادن مردم به خرید کالای هنری، رونق اقتصاد هنر و ترفیه هنرمند و دست اندرکاران فعالیت های هنری را به دنبال خواهد داشت.

مناسب نبودن فضای بسیاری از سوپر مارکت ها برای عرضه فیلم موضوع جداگانه ایست که پیش از این نیز بدان پرداخته ام و تا زمان تاسیس و راه اندازی فروشگاه های اختصاصی راهی جز این برای ارائه محصولات شبکه نمایش خانگی وجود ندارد. حداقل خاصیتی که این کار در مقطع زمانی کنونی دارد، عادت دادن مردم به خرید فیلم آن هم با نازلترین قیمت و متناسب با توان دهک های پایین اجتماع است. تبعات و آثار این رفتار و ایجاد تقاضا در بازار مطمئنا"در دراز مدت مقوم اقتصاد فرهنگ خواهد بود. البته در کوتاه مدت پیش بینی می شود، شرکت های پخش ابتکاراتی را برای استقرار غرفه و استندهای ویژه فیلم طراحی و در اختیار مغازه داران قرار دهند. همین جا بی مناسبت نیست از سرمایه گذاری یک موسسه ویدیو رسانه برای نصب سامانه و دستگاه های خودکار فروش فیلم در بعضی از برج های مسکونی تهران یاد کنم که در جای خود کاری ستودنی است.

به هر حال مصرفی بودن کالای فرهنگی بد نیست و حکایت از تقاضا و کشش برای آن می کند. هنرمندان عزیز کاری کنند که در کارنامه اشان کارهایی که تاریخ مصرف دارند، کمتر مشاهده شود.!

نکته مهم دیگر آن است که تغییرات فن آوری تولید و عرضه هر محصولی، بطور طبیعی تغییر الگوی مصرف آن را به همراه می آورد. روزگاری تلویزیون های لامپی مبله کالایی نفیس و جزئی از وسایل تجملی اقشار متوسط محسوب می شد. اما امروزه فناوری ساخت تلویزیون و پدیده مالتی پلیر این ابزار را به وسیله ای کاملا معمولی و در دسترس قرار داده است. تکنیک فشرده سازی فیلم های سینمایی و گنجاندن چندین فیلم در یک لوح پلاستیکی چند گرمی، نحوه استفاده و چگونگی تماشای فیلم را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. فروش فیلم در فروشگاه های زنجیره ای سالهاست در بسیاری از کشورها به امری متعارف بدل شده است و اشکال متفاوتی از عرضه فیلم در فضای مجازی(VOD_IPTV) آداب و مناسکی تازه ای را برای تماشای فیلم آفریده است. 

چراغی که به خانه رواست

اگر موسسه رسانه های تصویری و دو سه موسسه خصوصی را استنثاء کنیم، در یک دهه گذشته کمتر موسسه ای برای تاسیس فروشگاه اختصاصی سرمایه گذاری کرده است. اختصاص سهمیه های اجباری به فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی که در دوره قبلی حضورم در اداره کل سمعی و بصری به آن خاتمه دادم، عاملی بود که خیال موسسات را برای فروش محصولشان راحت کرده بود. تقریبا" حق انتخابی برای ویدیو کلوب ها وجود نداشت و تمام محصولات آن سالها بی توجه به مقتضیات فرهنگی و اجتماعی خاص هر منطقه از کشور در بسته سهمیه های آنها گذارده می شد. با حمایت دولت مردان وقت از این معاملات تحمیلی، صدای اعتراض فروشگاه داران به گوش شنوایی نمی رسید. شگفت آور اینکه علیرغم رونق نسبی یکسال اخیر هم، کمتر موسسه ای به فکر ایجاد فروشگاه افتاده است. ظاهرا"جاذبه رقابت با موسسات همکار برای خرید رایت فیلم های ایرانی به بهایی بالاتر از قیمت پیشنهادی رقبا، سرمایه گذاری در تولید فیلم ویدیویی یا پیش خرید رایت فیلم های سینمایی همواره مانع از دور اندیشی موسسات برای تامین اماکن زیربنایی نظیر فروشگاه بزرگ شده است. گرانی و مرغوبیت ملک در نقاط و موقعیت های خوب کلان شهرهای کشور هم نباید مانع بزرگی در انجام این کار باشد. زیرا حداقل کار ممکن در این زمینه تهیه واحدهای استیجاری است. مخاطب این بخش از یادداشت موسساتی است که راسا" هزینه های راه اندازی پخش اختصاصی را به جان خریده اند اما مزیت های یک فروشگاه مرکزی را از یاد برده اند.

نباید وعده بدهم اما اگر دولت اعتبار لازم را برای اجرای بسته حمایتی پیشنهادی مدیریت سینمای کشور اختصاص دهد، شاهد موج تازه ای از فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی با شکل و شمائلی جدید در بسیاری از شهرها خواهیم بود. قطعا" فروشگاه های عرضه محصولات فرهنگی دارای سابقه روشن و خوب در صدر استفاده ار تسهیلات پیش بینی شده قرار خواهند داشت

درهمین ارتباط: رقیب تازه برای تلویزیون وسینما

                    قهوه تلخ از قلب یخی پیشی گرفت

                    قهوه تلخ یا پول شیرین

                    رقابت قهوه تلخ با قلب یخی

                    -از اوشین تا قهوه تلخ

                  - یک رقیب جدی در میدان

                   -شبکه نمایش خانگی پلی بین مردم و سینما

/ 36 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی

اقای فروتن صحت داره به سریال لاست مجوز داده شده و قراره پخش بشه از قرن 21 و پارس ویدئو به صورت مشترک

فرشاد عظیمی

جناب مرتضی اگر فرمایش شما صحیح باشد باز باید به سوالات زیر بازگشت: 1- موسسات توزیع کننده محصولات نمایش خانگی(در اینجا پخش الوند) تا چه اندازه به شیوه های توزیع آشنا هستند و تا چه میزان پخش محصولات در سراسر کشور را واجد اهمیت می بینند. به عبارت واضح تر چه میزان از ارزشی را که برای بازار تهران قائل هستند در بازار شهرستانها می بینند. آیا صرفا به فکر فروش و سود بیشتر هستند یا استفاده عموم مردم از هر فرهنگ و هر مکانی از کالای خود را نیز مهم می شمارند.

فرشاد عظیمی

2- کارخانجات تولیدکننده سی دی و دی وی دی ارژینال تا چه اندازه توان پشتیبانی از موسسات را دارند و آیا امکان تولید به هر میزان وجود دارد؟!! الویت گذاری این کارخانجات به چه شکلی انجام می شود؟ و تا چه اندازه در تاخیر تولید و ارسال کالا یا توزیع ناهمگون آن مقصر هستند. اگر بازار به سمت دی وی دی سوق داده شود آیا وضعیت تولید ما بهتر می شود؟

فرشاد عظیمی

3- عوامل و نمایندگان توزیع محصولات تا چه اندازه با محصولات جدید، نیاز مخاطبین در منطقه خود، بازارهای جدید فروش و روشهای نوین عرضه کالا آشنا هستند و تا چه اندازه از پتانسیل کاری خود را برای تزریق کالا به اقصی نقاط منطقه خود اختصاص می دهند؟ 4- فروشگاههای عرضه محصولات فرهنگی در مواجهه با کالاهای جدید چه موضعی دارند؟ آیا به تغییرات بازار تن می دهند و حاضرند هر هفته یک یا چند سریال تلویزیونی را به موقع به دست مصرف کننده برسانند. آیا فروش ارژینال و عدم کپی برداری برای ایشان واجد اهمیت است یا صرفا به کسب سود بیشتر فکر می کنند؟

فرشاد عظیمی

5- مصرف کنندگان که نقطه هدف تمام این تلاش ها و برنامه ها هستند تا چه اندازه به شبکه خانگی اعتماد دارند و تا چه اندازه خود قابل اعتمادند؟ آیا حاضرند هر هفته بهای واقعی کالای مورد نیاز خود را بپردازند و خود را از وسوسه خرید دایویکس و امثالهم برهانند؟ دهها پرسش در مورد شبکه نمایش خانگی وجود دارد که بسیاری از آنها توسط دوستان و علاقمندان وبلاگ جناب آقای رجبی مطرح شده است. پاسخ به این پرسشها و ارائه راه حل های عملی می تواند مسیر پیشرفت شبکه را هموارتر سازد

یوسف نیک فام

با سلام و احترام استاد نمی دانم کتابها خدمتتان رسید یا نه؟ موفق باشید.

سعید رجبی فروتن

آقایان عظیمی،محمد ، محمد ص، فرهمند و سایر بازدیدکنندگان محترم که با ابراز نظرات خود، بر غنا و خواندنی تر شدن این وبگاه افزوده ایداز شما متشکرم.مطمئنا دیدگاه های شما برایم ارزشمند و الهام بخش می باشد.

Mohammad

شما هم با این محافظه کاری مسخره تان مثلا چی می شد اگه اسم این فیم رو می گفتی؟ گناه بود یا حرام؟ نکنه استفاده از بیت المال بود؟ چقدر شما ها...

فرشاد عظیمی

متاسفانه در عرصه ویدئورسانه نمی توان از کنار رفتار برخی موسسات کج اخلاق به راحتی گذشت و ناگزیرم در اینجا به رفتار شرکت هنرنمای پارسیان اشاره کنم. این شرکت ضمن دادن وعده های بی اساس به نمایندگان خود مبنی بر پخش انحصاری و از این قبیل که تنها با هدف جذب نقدینگی و افزایش تیراژ انجام می شود مشغول برنامه ریزی برای توزیع مستقیم کالا در محدوده تمام نمایندگی هاست.

فرشاد عظیمی

.... متاسفانه نگاه ابزاری این موسسه به این صنعت بوضوح بر من و تنی چند از اعضای خانواده ویدئورسانه کشور که با هم آشنایی داریم اثبات شده است و چون از تاثیرات ویرانگر چنین روشی بر پیکره صنعت نمایش خانگی کشور خوف دارم ناگزیرم که این عملکرد را افشا کنم. امیدوارم عذرخواهی مرا در خصوص طرح این مسائل در وبلاگ خود بپذیرید.